سلام این شهیده که عکسش گذاشتی یکی ازفامیلامون هست خیلی وضع مالی خوبی داشت وفقط وفقط یک ارزوداشت که شهیدبشه به دنبال هیچی هم نبود پس بعضیاکه حرف درمیارن لطفامراعات کنین
نه که حاظر نیستم البته من لایق رفتن نیستم :)
اونایی که میرن هم به خاطر پول نمیرن ... چون براشون دینشون مهمه و قطعا به این باور رسیده بودن :)
منظورمو متنوجه شدین ؟
نمیدونم چی بگم ...!!
ولی فکر نمیکنم پول انقدر ارزش داشته باشه که به خاطرش جونشونو بر دارن و برن ... قطعا اینجوری نیس کاش همه اینو میفهمیدن ...
خیلی تاثیر گذار بود ممنون فاطمه السادات جان :)
سلام فاطمه جون مرسی که به وبم محبت داری و سر میزنی فاطمه جان خب مسلما همه چیز پول و خونه و حساب بانکیای آن چنانی نیست کسی که از خونوادش و بچشو و رفاهی که داره میگذره و سینه جلوی تیر و خمپاره سپر می کنه معلوم که این انسان ملکوت و درک کرده وگرنه هر کسی با توجه به این امکانات که گفتم یا موبایل و ماشینی که این بزرگوار داشتند کمتر کسی سراغ شهادت میره از این گذشته با سن کم به فکر شهادت و مدافع حرم شدن بیفته گرچه در ۸ سال دفاع مقدس از سن ایشون کمتر هم داشتیم
به خاطر همین میگم این بزرگواران ملکوت و درک کردند
ان شاالله شفیعمون باشن از لطف همیشگی تون ممنونم
شهید مدافع حرم بی.ام.دبلیو سوار؛ «احمد محمد مشلب» را اولین بار با این لقب شناختیم. جوان خوش تیپ و خوش سیمایی که در تصویر معروف کنار خودروی گرانقیمت خود ایستاده و لبخندی به لب دارد؛ از همان لبخندهایی که به خاطر می ماند ، مثل لبخند «جهاد» که انگار اینجا دیگر هیچ کس شبیه او لبخند نمی زند...
احمد محمد مشلب از اهالی شهر نبطیه لبنان بود .از همان کودکی با عشق به اهل بیت (ع) در خانواده اش تربیت شد ، نفس کشید و بزرگ شد . شهید احمد محمد مشلب، شهید ۲۳ ساله حزب الله لبنان که به خاطر شیک پوشی به القاب مختلفی مشهور و معروف بود ، اما خودش دوست داشت به او غریب طوس بگویند چرا که به امام رضا (ع) علاقه فراوان داشت .
درست در روزهایی که عده ای کج فهم تلاش می کردند تا مغرضانه «دفاع از حرم عقیله بنی هاشم» را به «پول» پیوند بزنند، «احمد» با آن لبخند زیبایش از راه رسید. همان روزهایی که می گفتند این جوان ها به خاطر 500دلار یا به خاطر بیکاری و تنگدستی به سوریه می روند. همان موقع بود که احمد آمد. جوانی که نفرهفتم لبنان در رشته تکنولوژی بود و چیزی از مال دنیا کم نداشت ؛ کرامت و غیرت شهید مشلب بود که او را به سوریه کشاند ...
جوانی که در بخشی از وصیت نامه اش اینطور نوشته : «خدا توراکمک کند ای امام زمان! ماانتظار او را نمی کشیم؛ او انتظار ما را می کشد و وقتی خودمان را درست کنیم واصلاح کنیم بعد ساعاتی ظهور می کند.»
***
پنج شنبه شب، هیئت فدائیان حسین اصفهان؛ یک میهمان ویژه داشت ؛ «سلام بدرالدین»؛ مادر شهید احمد محمد مشلب . مادر شهیدپروری که حالا قصه دلاوری های فرزند خوش تیپش ، نقل زبان ها شده است. برای دقایقی از فرزندش سخن گفت. مادر شهید که سخنان خود را با سلام و درود به امام حسین و روح مطهر امام راحل و مقام معظم رهبری آغاز نمود و در پاسخ به این سوال که آیا حاضر است پسر دیگر خود را در این راه فدا کنید؟ گفت: زمانی که زینب (س) در خطر است، زمانی که حسین (ع) در خطر است، زمانی که مهدی (عج) در خطر است مگر می توانم فرزندم را نگه دارم ؟ اگر احمد دوباره زنده شود بازهم به او خواهم گفت که برو و در راه حضرت زینب فداکاری کن. این رسم عاشقی برای اهل بیت است.»
در ادامه از مادر شهید خواسته شد فرازی از وصیت نامه فرزندش را که خطاب به وی نوشته شده بود بخواند. پس از خواندن قسمت هایی از این وصیت، خطاب به حاضران گفت :« حضرت مهدی بقیه الله خیلی تنهاست نیاز به حرکت و تکاپوی ما دارند. من شماهایی که می بینم همه مثل فرزند من هستید باور کنیم شهدا زنده اند فرزندم میان شما نشسته است. باید دقت کنیم که هنوز صدای هل من ناصر حسینی شنیده می شود و چقدر خوب است که وقتی آقای ما هل من ناصر می گویند ما سریع لبیک بگوییم.»
در پایان این مراسم پرچم حزب الله لبنان از جانب خانواده شهید احمد مشلب به هیئت فدائیان حسین (ع) اهدا شد.
واقعا متاسفم برای کسایی که میگن شهدا برای پولش میرن
ایول خیلی خوب کاری کردی این مطلبو گذاشتی حداقل چشمشون باز شه ببینن شهیدامون چه وضعی داشتن و از روی غیرت و مردونگیشون رفتن مدافع حرم شدن
سلام این شهیده که عکسش گذاشتی یکی ازفامیلامون هست خیلی وضع مالی خوبی داشت وفقط وفقط یک ارزوداشت که شهیدبشه به دنبال هیچی هم نبود پس بعضیاکه حرف درمیارن لطفامراعات کنین
فامیلتون لبنانی بوده؟؟اخه شهید مال لبنان بوده...
به خدا نمی ارزه به هیچ قیمتی بابات بره دیگه برنگرده
عقده توی قلبم بود آخه بابام پای کارناممو امضا نکرده
دل پره درده
حالا بگـو قیمت چنـد؟
جدا قیمتش چنده؟؟؟
واقعــــــــا بعضیا شعـــور ندارن که همچیـــــن طرز فکریو دارن!!
جدا


نه که حاظر نیستم البته من لایق رفتن نیستم :)
اونایی که میرن هم به خاطر پول نمیرن ... چون براشون دینشون مهمه و قطعا به این باور رسیده بودن :)
منظورمو متنوجه شدین ؟
قانع شدم...شرمنده



نمیدونم چی بگم ...!!
ولی فکر نمیکنم پول انقدر ارزش داشته باشه که به خاطرش جونشونو بر دارن و برن ... قطعا اینجوری نیس کاش همه اینو میفهمیدن ...
خیلی تاثیر گذار بود ممنون فاطمه السادات جان :)
خواهش میکنم....
هر موضوعی سه دیدگاه دارد؛
دید من
دید شما
و حقیقت...!
امام یازدهم اوست پدر آینه جمال منتظران
شلام
بدو بیا وبم
شلاااااااااااااااااااااااااام





























وایییییییییییییییییییییییییییی مسی عشقممممممممممممممم
واقعا ممنونتم....
بهترینیییییییییییییییی
بازم مسی....عاشقتم زیادددددددددد
اپم ........ نظر یادت نره....
زیباس واقعا مرسی که به وبم اومدی عزیزم
خواهش میکنم
آپم گلم
من قانع شدم
خوش بحالش شهید شد
سلام دوست شهید کجایی کم پیدایی
خواهش
معلومه که موافقم
بلینکون
لینکیدم....
سلام فاطمه جون مرسی که به وبم محبت داری و سر میزنی


فاطمه جان خب مسلما همه چیز پول و خونه و حساب بانکیای آن چنانی نیست کسی که از خونوادش و بچشو و رفاهی که داره میگذره و سینه جلوی تیر و خمپاره سپر می کنه معلوم که این انسان ملکوت و درک کرده وگرنه هر کسی با توجه به این امکانات که گفتم یا موبایل و ماشینی که این بزرگوار داشتند کمتر کسی سراغ شهادت میره از این گذشته با سن کم به فکر شهادت و مدافع حرم شدن بیفته گرچه در ۸ سال دفاع مقدس از سن ایشون کمتر هم داشتیم
به خاطر همین میگم این بزرگواران ملکوت و درک کردند
ان شاالله شفیعمون باشن
از لطف همیشگی تون ممنونم
مرسی
شهید مدافع حرم بی.ام.دبلیو سوار؛ «احمد محمد مشلب» را اولین بار با این لقب شناختیم. جوان خوش تیپ و خوش سیمایی که در تصویر معروف کنار خودروی گرانقیمت خود ایستاده و لبخندی به لب دارد؛ از همان لبخندهایی که به خاطر می ماند ، مثل لبخند «جهاد» که انگار اینجا دیگر هیچ کس شبیه او لبخند نمی زند...
احمد محمد مشلب از اهالی شهر نبطیه لبنان بود .از همان کودکی با عشق به اهل بیت (ع) در خانواده اش تربیت شد ، نفس کشید و بزرگ شد . شهید احمد محمد مشلب، شهید ۲۳ ساله حزب الله لبنان که به خاطر شیک پوشی به القاب مختلفی مشهور و معروف بود ، اما خودش دوست داشت به او غریب طوس بگویند چرا که به امام رضا (ع) علاقه فراوان داشت .
درست در روزهایی که عده ای کج فهم تلاش می کردند تا مغرضانه «دفاع از حرم عقیله بنی هاشم» را به «پول» پیوند بزنند، «احمد» با آن لبخند زیبایش از راه رسید. همان روزهایی که می گفتند این جوان ها به خاطر 500دلار یا به خاطر بیکاری و تنگدستی به سوریه می روند. همان موقع بود که احمد آمد. جوانی که نفرهفتم لبنان در رشته تکنولوژی بود و چیزی از مال دنیا کم نداشت ؛ کرامت و غیرت شهید مشلب بود که او را به سوریه کشاند ...
جوانی که در بخشی از وصیت نامه اش اینطور نوشته : «خدا توراکمک کند ای امام زمان! ماانتظار او را نمی کشیم؛ او انتظار ما را می کشد و وقتی خودمان را درست کنیم واصلاح کنیم بعد ساعاتی ظهور می کند.»
***
پنج شنبه شب، هیئت فدائیان حسین اصفهان؛ یک میهمان ویژه داشت ؛ «سلام بدرالدین»؛ مادر شهید احمد محمد مشلب . مادر شهیدپروری که حالا قصه دلاوری های فرزند خوش تیپش ، نقل زبان ها شده است. برای دقایقی از فرزندش سخن گفت. مادر شهید که سخنان خود را با سلام و درود به امام حسین و روح مطهر امام راحل و مقام معظم رهبری آغاز نمود و در پاسخ به این سوال که آیا حاضر است پسر دیگر خود را در این راه فدا کنید؟ گفت: زمانی که زینب (س) در خطر است، زمانی که حسین (ع) در خطر است، زمانی که مهدی (عج) در خطر است مگر می توانم فرزندم را نگه دارم ؟ اگر احمد دوباره زنده شود بازهم به او خواهم گفت که برو و در راه حضرت زینب فداکاری کن. این رسم عاشقی برای اهل بیت است.»
در ادامه از مادر شهید خواسته شد فرازی از وصیت نامه فرزندش را که خطاب به وی نوشته شده بود بخواند. پس از خواندن قسمت هایی از این وصیت، خطاب به حاضران گفت :« حضرت مهدی بقیه الله خیلی تنهاست نیاز به حرکت و تکاپوی ما دارند. من شماهایی که می بینم همه مثل فرزند من هستید باور کنیم شهدا زنده اند فرزندم میان شما نشسته است. باید دقت کنیم که هنوز صدای هل من ناصر حسینی شنیده می شود و چقدر خوب است که وقتی آقای ما هل من ناصر می گویند ما سریع لبیک بگوییم.»
در پایان این مراسم پرچم حزب الله لبنان از جانب خانواده شهید احمد مشلب به هیئت فدائیان حسین (ع) اهدا شد.
بگید دوستاتون بخونن
دستتون درد نکنه...
یعنی دوس دارم چنین ادمایی خفه کنم
گیرم واسه پول رفتن اگه دلشو داری تو هم برو
مدافعان حرم اهل دلن ن اهل پول
قربون حرفت اجی



میان هر نفسی که میکشم
همهــــــــــــمه ای ست....
که از همه پنــــــــهان....
از تو چه پنـــــــــهان...
میان هر نفسی که میکشم
تـــــــــــــو هستی
که میکِشم تو را....
که میکُشــــــــــــــی مرا
بین خودمان بماند
شـــب هایم عجیب درد میکند . . . !
حتی دردهایم هم درد میکند . . . !
ایــن روزها از جـــنس دردم . . .
میدونی دلتنگی چیه؟
دلتنگی یعنی بشینی با یادش به خاطراتت فکر کنی...
اونوقته که یه لبخند میاد رو لبت ولی ..
چند لحظه بعد شروع اشکهای لعنتی..!
هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم...
که چه میکنی؟
پنجره ی اتاقم را باز میکنم و فریاد میزنم
تنهاییت برای من...
غصه هایت برای من...
همه ی بغض ها و اشکهایت برای من...
بخند برایم بخند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده...
واقعا متاسفم برای کسایی که میگن شهدا برای پولش میرن
ایول خیلی خوب کاری کردی این مطلبو گذاشتی حداقل چشمشون باز شه ببینن شهیدامون چه وضعی داشتن و از روی غیرت و مردونگیشون رفتن مدافع حرم شدن
اره به خدا چرا اینطوری میگن؟؟؟